گفتگوی علی کمارجی با وبگاه تارنا

گفتگوی علی کمارجی با وبگاه تارنا

علی کمارجی شاعر و ترانه سرای جوان و خوش ذوق ایرانی در گفتگوی اختصاصی با تارنا به بررسی جریان ترانه و همچینین دنیای ترانه های خویش پرداخت.

علی کمارجی شاعر و ترانه سرای جوان و خوش ذوق ایرانی در گفتگوی اختصاصی با تارنا به بررسی جریان ترانه و همچینین دنیای ترانه های خویش پرداخت.

وی در خصوص توصیف ترانه ی نوین گفت: ترانه نوین، ترانه ای ست که دغدغه مند باشد و از نگاه یک انسان امروزی به جهان اطرافش و اولویت بندی نیازهای مردم سروده شود.

کمارجی در پاسخ به این پرسش که اشعارش بیشتر شبیه چیست گفت: شبیه جهان اطرافم. حالا این جهان چه درونی باشد چه بیرونی بازتاب یا ترجمانی از تمام آن چیزهایی است که حس می کنم.

 

این ترانه سرای جوان از اولین نشانه‌های علاقه خود به ترانه می‌گوید: زمانی بود که روی یک تیزر تبلیغاتی که از تلوزیون پخش می شد کلام گذاشتم و حس کردم اتفاق خوبی در راه است. بنابراین سعی کردم این حس خوب را باز هم تکرار کنم. نتیجه این شد که به ترانه سرودن دل بستم و این دلبستگی تا به امروز ادامه داشته است.

 

 

علی کمارجی در رابطه با اینکه آیا برای شاعر بودن به چیز خاصی نیاز است یا خیر معتقد است که کلام موزون قابل یادگیری است. یعنی با کمترین استعداد می توان کلمات را کنار هم چید و سراینده شد. اما اینکه شما خالق یک اثر تاثیر گذار باشید و آن اثر بتواند روی زندگی عده‌ای دیگر تاثیر بگذارد، نیازمند خلاقیت و استعداد هستید. این را دیگر نمی توان آموخت و باید در وجود شما جاری باشد.

 

وی در خصوص تاثیرگذاری آثار جوانان امروز یا به تعبیری آثار شاعران این دوره اذعان داشت که ما یک جامعه ی بزرگ چندین میلیونی هستیم و این جامعه پر از استعدادهای کمتر دیده شده است. گاهی در بین آثار کارورزان جدید به ترانه هایی بر می خورم که می شود از آنها نهایت لذت را برد و بیت به بیت آنها را چشید. ما اینها را داریم اما مشکلی که در این میان وجود دارد، نبود تریبون و امکانات کافی – مثل همین سایت – برای معرفی آثار این عزیزان است. البته یادمان نرود که یک اثر درخشان مانند تکه ای جواهر در میان انبوهی از چیزهای بیهوده قرار دارد و آثار بی ارزش و خام نیز به مقدار بسیار زیادی تولید می شود، حساب این دو از هم جداست.

 

کمارجی در پاسخ به این پرسش که آیا همهء ویژگی‌های یک ترانه اجرای آن است و اساسا اگر ترانه ای اجرا نشود مرگ ترانه محسوب میشود گفت: نظر شخصی من این است که وقتی ما یک ترانه را با تکنیک های زبانی، آرایه های ادبی، شیوه های استاندارد پیاده سازی، روایت وغیره می آفرینیم که از نظر ادبی دارای متر و معیار زیبایی شناسی و فنی هستند، آن اثر نهایی برای تولد یا مرگ هیچ نیازی به بود و نبودِ موسیقی ندارد. موسیقی می تواند ترانه را به مرحله ای متعالی تر برساند، ولی در نبود موسیقی هم می شود از ترانه های روی کاغذ هم لذت برد.

 

این ترانه سرای جوان در مورد عده ای از ترانه سرایان جوان که معتقدند درهای اجرا بر روی جوانان بسته و تنها منحصر به چند نفر خاص شده است گفت: من فکر می کنم که امکان به اجرا رساندن ترانه برای دوستان تازه وارد بسیار سخت است؛ اما غیر ممکن نیست. ما در صنعت موسیقی کشور هزاران خواننده داریم. بنابراین با کمبود موقعیت برای اجرای اثر روبرو نیستیم. اما در این میان آسیب هایی مانند مافیای ترانه، انبوه آثار رایگان، عدم پایبندی بسیاری از خوانندگان به مسایل انسانی، کاری و دلال بازی‌ها شرایط را بسیار سخت کرده است. با این وجود کلید اصلی موفقیت سرسخت بودن و ناامید نشدن تازه واردان به این عرصه است. یک ترانه سرای تازه وارد باید با تمام توان سعی در آفرینش آثاری قابل اعتنا داشته باشد.

 

وی دنیای ترانه امروز را بیمار می‌داند و معتقد است که وقتی به کلیت جریان ترانه امروز نگاه می کنیم، می بینیم که آثار تولید شده به هیچ عنوان زیر چتر ترانه نوین قرار نمی گیرند. به قول حسن علیشیری عزیز یا ترانه های بدنه تولید می کنیم و یا آثاری که صرفا برای کسب درآمد بوده و بازاری هستند. ترانه از معنا و تعهد خالی شده و سرایندگان ما یا نسبت به رسالت خود آگاهی ندارند و یا از زیر بار آن شانه خالی می کنند.امروزه به نقطه ای رسیدیم که بجز عده ای انگشت شمار، هیچ سراینده ای را نمی‌توان کارورز ترانه نوین خطاب کرد و تا زمانی که چرخه ی عرضه – تقاضا در دنیای ترانه بر محور ابتذال می‌چرخد امیدی به بهبود اوضاع نیست.

 

کمارجی در تعریف ترانه نوین می‌گوید: ترانه نوین، ترانه ای ست که دغدغه مند باشد و از نگاه یک انسان امروزی به جهان اطرافش و اولویت بندی نیازهای مردم سروده شود. دقت کنید که من می گویم نیاز مردم، نه علاقه مردم. شاید مردم به آثاری مبتذل علاقمند باشند ولی سراینده این مساله را  تشخیص بدهد که اکنون نیاز مردم به روشنگری فلان جریان سیاسی یا تشریح زخمهای اجتماعی رایج در قسمتی از جامعه باشد. به لحاظ روساخت یک ترانه سالم؛ یکدست، قابل اعتنا و به لحاظ زیر ساخت معنادار و متعهد است. این به نظر من می تواند تعریف مختصری از ترانه نوین باشد. یاد این بخش از ترانه اردلان سرفراز می افتم که می گوید:

وقتی گلخانه اجاق دشمن است – دشمنم صاحب خانه ی من است

جای قصه از غم کوچک من – وقت از ما گفتن و ما شدن است

و در آخر باید بگویم ترانه رسانه ای بسیار قوی و ارزشمند است. قدر این هنر را بدانیم و در مسیری درست از آن استفاده کنیم.

به نقل از تارنا